
می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی
می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی
می رسد روزی که تنها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی

وقتی معلم پرسید عشق چند بخشه؟ زود دستم رو بردم بالا و گفتم 1 بخش . اما از وقتی تو را شناختم فهمیدم عشق 3 بخش است: عطش دیدن تو . شوق با تو بودن و اندوه بی تو بودن

هیچکس نسوخت دلش برام اون جور که تو دلسوزمی
تویی که فقط دلواپس هر شب و هر روز منی

زندگی اجبار است... مرگ انتظار است... عشق1 بار است... جدایی دشوار است... یاد تو تکرار است...!!!


کاش معشوق ز عاشق طلبه جان میکرد تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی


هیچکس از رفتن من غصه نخورد
هیچکس از موندن من شاد نشد
وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم نه که بارون نگرفت
هو صاف خیلی هم آفتابی بود
اگه شب میرفتم و خورشید نبود
آسمون خوب میدونم مهتابی بود
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من میخواست تلافی بکنه
پس چش هیچ کسی عاشقم نکرد

خیلی سخته لحظه لحظه دل بدی به دست معشوق
آخرش بشی یه مجنون که بهت میگن دیوونه
خیلی سخته که نگاهی همسفر شه با نگاهت
ولی تا شدی دیوونه بگه یادت نمیمونه


من عشق را اول بار از سادگی سکوت چشمان غریبت و صمیمیت گرمای دستانت و شرم اولین بوسه ات یافته بودم


من هر چه می کشم همه از یک نگاه توست
ای کاش کور می شدم ان لحظه ی نخست

اگر روزی مردم...
تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم
بر روی سينه ام تکه يخی بگذاريد تا بجای معشوقم برايم گريه کند
چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم
و آخر اينکه...
دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم...


کنار آشــیـــانــه ی تـــو آشـیـانـه مـــیکـنـم فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کـسی سـوال می کند به خاطـر چـه زنـده ای ومن برای زندگی تو را بهانه می کنم


عـــــشـق شیریـنش مـرا فـرهــاد کـرد او بــیامد مرغ دل را از قفس آزاد کـرد
او بشد لیلا و مـا مجـنـون روی مـاه او قـــــلــــب ویــــران مــــــرا آبـــاد کـرد
نـام شیـرینش تـمام تلـخی عـمـرم زدود قـبل ازاو دنیا برایم این چنین زیبا نبود
بعد او هم زندگی هست ولیکن تلخ تلخ بــعـد از او این زندگی دیگر چـه سـود


ميخواستم اسمتو روی سينم خالکوبی کنم اما ترسيدم صدای قلبم تو رو اذيت کنه


گفتم گر بوسه دهی توبه كنم
كه دگر باره از اين گونه خطاها نكنم
بوسه دادی و برخواست لبم از لب تــــو
توبه كردم كه دگر توبه بی جا نكنم

دیروز که فریاد زدی دوستت دارم گفتم نمی شنوم لطفا بلندتر . امروز که به آرامی گفتی دیگه دوستت ندارم گفتم هیـــــــس چرا داد میزنی

هر موقع تونستی برف رو سیاه کنی . پر کلاغ رو سفید کنی . آتیش رو بوس کنی . آب رو نفس عمیق بکشی اون موقع میتونم فراموشت کنم


بوسه یعنی ...
بوسه یعنی وصل شیرین دو لب
بوسه یعنی خلسه در اعماق شب
بوسه یعنی مستی از مشروب عشق
بوسه یعنی آتش و گرمای تب
بوسه یعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از دیوانگی
بوسه یعنی حس طعم خوب عشق
طعم شیرینی به رنگ سادگی
بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل کتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه یعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد این شرم از میان
طعم شیرین عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است
بهترین هدیه پس از یک انتظار
بشنوید از من فقط یک بوسه است
بوسه را تکرار می باید نمود
بوسه یعنی عشق و آواز و سرود
بوسه یعنی وصل جانها از دولب
بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود
بوسه راه خانه تو تا من است
بوسه رقص روح در جشن تن است
بوسه نقب عطر در شبهاى ماست
بوسه شهد عشق بر لبهاى ماست
بوسه سهم آدم از عصیانگریست
بوسه تنها ارث حوا از پریست
بوسه عاشق را تسلى میدهد
بوسه عارف را تجلى میدهد
وقت بوسیدن بدن رم میكند
جسم ما جان را مجسم میكند
چون تو قرآن را تلاوت میكنى
بوسه حق را حلاوت میكنى
هوش دار اى عطر قرآن در شبت
بر لبالله میمالى لبت
بوسه تشییع تمام واژههاست
بوسه بعد از اختتام واژههاست
هر چقدر از بوسه واگویم كم است
بوسه فرق جانور با آدم است
بوسه گاهى گریه باران میشود
مثل اندوه بهاران میشود
بوسه كودك بهار مادر است
بوسه مادر گلى خواب آور است
|
+| نوشته شده توسط
شیما و مهشید در یکشنبه هفدهم دی 1385
|